یلدا و یه مسافرت یهویی
چند روز بعد از برگشتنمون با دوستای بابایی قرار شد بریم مسافرت اونم کجا الیگودرز سه شنبه عصر بود حرکت کردیم و تو مسیر هر جای باصفایی میدیدیم میموندیم. درود که رسیدیم رفتیم یه کبابی و یه شام دبش زدیم به بدن خیلی چسبید شما خیلی خوشحال بودی و تو پوست خودت نمیگنجیدی چرا؟ آخه 10 تا بچه همراهمون بود تقریبا تو رنج سنی 8 ساله که شما با بچه های با این سن زود اخت میشی اونا هم شما رو خیلی دوست داشتن و مواظبت بودن (پریا و پریزاد - وینا و داداش کوچولوش محمد حسام - حمید و امیر رضا و امیر علی و امیر رضا - پارمیدا و امیر طاها هم روزهای بعد اضافه شدن ) شب رسیدیم الیگودرز یه شهر کوچیک اما فوق العاده تمیز و خوشگل و خنــــــــک ...رفتیم آپا...












